مهریه
شنبه 30 آذر 1387 10:57 ق.ظ
ارسال شده در: مقالات حقوقی ،

قانون مدنی ما تصریح می کند" هرچیزی را که مالیت داشته و قابل تملیک نیز باشد می توان مهر قرار داد"(ماده 1078ق.م) اما مهریه چیزی نیست جز مهر شوهر به همسرش،مهر مالی است که زوج برای نکاح به زوجه تملیک مینماید. اما آیا مهر آدمی به پول است و اگر به پول باشد قیمت زندگی این است؟اما چرا مخالفتهایی با مهریه می شود گفته می شود که زنان احساسی هستند و مردان منطقی. حال با توجه به این که آدمی احساسی تصمیم می گیرد آیا نباید برای او پشتوانه ای مالی در نظر گرفت ؟آیا اصلا آمار نشان خواهد داد پایبندی مردان به زندگی زناشویی بیشتر است یا زنان؟
در صورت وقوع طلاق ومشاجره برای مهر، جنگ بر سر زندگی است یا مهر؟ اصولا چرا مردان حاضر به پرداخت مهری نمی شوند که از ابتدا پذیرفته اند بپردازد؟ اما اگر مهریه پرداخت شود در آن صورت مهر زوج به زوجه ثابت شده؟
بالاتر از آن بخششی است که زنان در مقابل مهری که باید به آنان پرداخت شود از خود نشان داده از آن می گذرند آیادر صورت نبود مهریه مردان پایبندی به زندگی را داشتند؟آیا از کانون گرم خانواده چیزی بر جای می ماند؟شاید جواب این سوال را اراده سست برخی مردان به چالش بکشد. قانونگذار برای حمایت از زن، مرد را ملزم به پرداخت مهریه نموده اما با الحاق تبصره به نظر میرسد نفع مردان در نظر گرفته شده است"برای تادیه تمام یا بخشی از مهرمی توان مدت یا اقساطی را قرار داد"
مهریه یعنی مهر مرد به همسرش یعنی هرکه مهریه بالاتری دارد زندگی بهتری دارد هرکه بامش بیش برفش بیشتر امادر عمل نتیجه ای غیر از این است پیامبر گرامی اسلام زر قراردادن مهر را نهی کرده است اما ما سیل سکه های طلا را شاهدیم که هر روز بیشتر می شود با کدام مبنا؟
اگر قانون روزی برای مردان مهر قرار دهد در آن صورت مهر مردان چه بود؟
مهریه برای مردان مهر است برای زنان پشتوانه زندگی. به ظاهر مبنای مهریه برای ازدواج نیست بلکه برای طلاق است. پس مهریه زن زندگیش را مستحکم تر می کند آ نکس که به دنبال استحکام زندگیست، منطقی تر از کسیست که مهریه اش را به زر تبدیل می کند.
"هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود" (ماده 1108ق.م) به نظر می رسد حکم این ماده به مهریه نیز سرایت کند. قانون گذار چنین پنداشته که در صورت ناشزه بودن زن مهریه به او تعلق نمی گیرد. اما آیا دلیل ناشزه بودن زن را نمی توان در مردان جست؟ اگر نه، پس تشکیل زندگی توسط زن چه معنایی می تواند داشته باشد.
در واقع مهریه هم فال است هم تماشا یعنی آدمی زندگی را دوست دارد و زندگی مشترک را می پسندد حال اگر مهریه باشد تیری است با دو نشان ، اول آنکه زندگی خوب با شریک انتخاب شده است دوم شانس دوباره زیستن.
اما همانطور که قانون گذار مهریه را قرار داده اگر حدود مشخصی برای نرخ مهریه(حداکثر-حداقل) که متناسب با حال همه ی زنان می بود مشخص مینمود،شاید در عمل مشکلات کمتری وجود داشت. مثلا درمورد حداکثر تصریح مینمود که تا این سقف از مهریه از ضمانت اجرا و حمایت قانون برخوردار است وبیشتر از آن جنبه شخصی دارد وضمانت اجرای آن وجدان واخلاق اجتمائی است .
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: جمعه 6 دی 1387 03:46 ب.ظ
عدالتخواهی علی (ع)
چهارشنبه 13 آذر 1387 11:51 ق.ظ
ارسال شده در: داستان های حقوقی ،
عدالتخواهی حضرت علی (ع):

علی، علیهالسلام، در محضر قاضی:
شاكی شكایت خود را به خلیفة وقت، عمربنالخطاب، تسلیم كرد. طرفین دعوا باید حاضر شوند و دعوا طرح شود. كسی كه از او شكایت شده امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب، علیهالسلام، بود. عمر هر دو طرف را خواست و خود در مسند قضا نشست. طبق دستور اسلامی، دو طرف دعوا باید پهلوی یكدیگر بنشینند و اصل تساوی در دادگاه رعایت شود. خلیفه مُدّعی را به نام خواند، و امر كرد روبروی قاضی بایستد. بعد رو كرد به علی و گفت: «یا اباالحسن پهلوی مُدّعی خودت قرار بگیر.» با شنیدن این جمله، چهرة علی درهم رفت و آثار ناراحتی در قیافهاش پیدا شد. خلیفه گفت: «تمایلی به ایستادن در كنار شاكی خود نداری؟»
فرمود: «ناراحتی من از این نبود كه باید كنار شاكی خود بایستم، برعكس؛ ناراحتی من از این بود كه تو كاملاً عدالت را مراعات نكردی، زیرا مرا با احترام نام بردی و گفتی: «یا اباالحسن»، اما طرف مرا به همان نام عادی خواندی. علّت تأثر و ناراحتی من این بود.»
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: شنبه 30 آذر 1387 10:25 ق.ظ
تبلیغات







